بی دشمن

«لغت نامه دهخدا»

[دُ مَ] (ص مرکب) که دشمن و خصم ندارد. که بر کین کسی نیست یا بر کین او کسی نیست :
یکی مرد بی دشمنم پارسی
همان بار دارم شتروار سی.فردوسی.
رجوع به دشمن شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر