بیدماغی

«لغت نامه دهخدا»

[دِ / دَ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بیدماغ. بی التفاتی طبیعت که بعد از ضبط خشم بهم میرسد. (غیاث) (آنندراج). || بی صبری و ناشکیبائی. || بی حالتی. (ناظم الاطباء). افسردگی. رجوع به بی دماغ شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر