بیدوام

«لغت نامه دهخدا»

[دَ] (ص مرکب) (از: بی + دوام) که پایندگی ندارد. ناپایدار. مقابل بادوام. بدون دوام. بی ثبات : باز در عواقب کارهای عالم تفکری کردم... تا روشن گشت که نعمتهای این جهانی چون روشنایی برق است بیدوام و ثبات. (کلیله و دمنه).
در حسن بی نظیری در لطف بی نهایت
در مهر بی ثباتی در عهد بیدوامی.سعدی.
و رجوع به دوام شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر