«لغت نامه دهخدا»
(ص مرکب) (از: بی + دیدار) بی جمال. زشت. (یادداشت مؤلف). مقابل دیداری : مرا رفیقی امروز گفت خانه بساز که باغ تیره شد و زردروی و بی دیدار. فرخی. رجوع به دیدار شود.