بیروزی

«لغت نامه دهخدا»

(ص مرکب) مفلس و محتاج. (آنندراج). آنکه قوت یومیه ندارد. (ناظم الاطباء). محروم. (مهذب الاسماء). بدبخت: مُحارَف؛ بی بخت و روزی. (منتهی الارب) (یادداشت مؤلف).
- بی روزی کردن؛ حرمان. (ترجمان القرآن). حرم. حریمه. حرمان. (زوزنی) (دهار).
|| بی نصیب. بی بهره. بی رزق مقسوم. بی رزق :
ز تو بیروزیم خوانند و گویم
مرا آن به که من بهروز اویم.نظامی.
صیاد بیروزی ماهی در دجله نگیرد. (گلستان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر