بی شوی

«لغت نامه دهخدا»

(ص مرکب) بی شوهر. زنی که شوهر نداشته باشد. زن که او را شوهر نبود. زوجه که او را زوج نبود. (ناظم الاطباء). عزب. عزوبه. (منتهی الارب) :
دگر کودکانی که بی مادرند
زنانی که بی شوی و بی چادرند.فردوسی.
زنانی که بی شوی و بی پوشش اند
که کاری ندانند و بی کوشش اند.فردوسی.
بس شهر که مردانش با من بچخیدند
کامروز نبینند در او جز زن بی شوی.فرخی.
رجوع به شوی شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر