بی صورتی

«لغت نامه دهخدا»

[رَ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بی صورت. اصل. مقابل صورت که فرع است. || (اصطلاح تصوف) بی شکلی :
صورت از بی صورتی آمد برون(1)
بازشد کانا الیه راجعون.مولوی.
و رجوع به صورت و هیولی شود.
(1) - ن ل: صورت از بی صورت آمد در وجود.
و در این صورت شاهد نیست.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر