«لغت نامه دهخدا»
[رَ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بی صورت. اصل. مقابل صورت که فرع است. || (اصطلاح تصوف) بی شکلی : صورت از بی صورتی آمد برون(1) بازشد کانا الیه راجعون.مولوی. و رجوع به صورت و هیولی شود. (1) - ن ل: صورت از بی صورت آمد در وجود. و در این صورت شاهد نیست.