بی قوام

«لغت نامه دهخدا»

[قِ / قَ] (ص مرکب) (از: بی + قوام) ناپایدار. بی ثبات. بی استحکام :
پرهیز کن از کسی که نشناسد
دنیا و نعیم بی قوامش را.ناصرخسرو.
رجوع به قوام شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر