بی کردار

«لغت نامه دهخدا»

[کِ] (ص مرکب) (از: بی + کردار) که کردار ندارد. بی عمل :
وگر گفتار بی کردار داری
چو زراندود دیناری بدیدار.ناصرخسرو.
|| دشنامی است لوطیان را. آنکه به اعمال خیر و جوانمردانه نگراید. (از یادداشت مؤلف). بدکردار. نادرست. غیرقابل اعتماد. (فرهنگ عامیانهء جمالزاده).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر