«لغت نامه دهخدا»
[چَ / چِ] (ص مرکب) ارمد. (یادداشت مؤلف). مرمود. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب): مُرمَد؛ مرد بیمارچشم. رجوع به ارمد شود. || یک قسم از چشم را که شبیه به چشم چینی ها است بیمار و سقیم گویند و آن قسم چشم در معشوقان باعث مزید حسن است. (فرهنگ نظام).