بی ننگی

«لغت نامه دهخدا»

[نَنْ] (حامص مرکب) (از: بی + ننگ + ی) از ننگ بدور بودن (از اضداد است). (یادداشت مؤلف). || بی عاری و بی وقاری و بی شرمی. (ناظم الاطباء) :
از غایت بی ننگی و از حرص گدائی
استادتر از وی همه این یافه درایان.سوزنی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر