بیوسی

«لغت نامه دهخدا»

[بَ] (حامص) انتظار. امید. أمل. رجوع به نابیوسی شود.
- به بیوسی؛ انتظار بهی یا خوبی داشتن. امید نیکی داشتن :
افسوس که دور به بیوسی بگذشت
وان عمر چو جان عزیزم از سی بگذشت.
انوری.
به بیوسی از جهان دانی که چون آید مرا
همچنان کز پارگین آید امید کوثری.انوری.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر