«لغت نامه دهخدا»
[لَ / لِ] (اِ) طنجیره. (فرهنگ اسدی). لوید. پاتیل خرد. پاتیلچه. فاثور. (منتهی الارب). طنجره. (اوبهی). طنجیر. تیان. پاتله. هیطله. دیگ حلواپزان : خایگان تو(1) چو کابیله شده ست رنگ او چون کون پاتیله شده ست. طیان مرغزی. پاتیمار. (اِ مرکب) شتابزدگی. تعجیل. || پارنج. پامزد. و صاحب برهان گوید بزبان زند و پازند بهمین معنی آمده است. (1) - ن ل: جایگاه او. خایگاه تو.