پاجنگ

«لغت نامه دهخدا»

[جَ] (اِ مرکب) دریچه ای کوچک باشد در کوشک چنانکه به یک چشم از او بیرون نگرند. || در لهجهء شهمیرزاد، بز چهار و پنج سالهء خصی کرده که شبانان آنرا فربه کنند و توشهء خود بر آن نهند و همواره در میان گله باشد.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر