«لغت نامه دهخدا»
(اِ) جزا و سزا نیکی یا بدی را : و پاداشت را از اینجا جزا گویند. (تفسیر ابوالفتوح رازی). و جزا پاداشت باشد اِمّا بخیر و اِمّا بشر. (تفسیر ابوالفتوح رازی). || جزای نیکی. (اوبهی). ثواب. مثوبه. مقابل بادافراه : موافقان ترا و مخالفان ترا ز مهر و کین تو پاداشت است و بادافراه. معزی نیشابوری. و رجوع به پاداشن شود. پاداش ده. [دِ هْ] (نف مرکب)پاداش دهنده : نیکی و سخاوت کن و مشمر که چو ایزد پاداش ده و مفضل و نیکوشمری نیست. سنائی. پاداش دهنده. [دَ هَ دَ / دِ] (نف مرکب)دَیّان. (مهذب الاسماء). آنکه پاداش دهد. جزادهنده. مکافات کننده.