«لغت نامه دهخدا»
[شِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) پاداش نیک. ثواب : به پاداش نیکو فزایش کنیم بر این پیشدستی ستایش کنیم.فردوسی. و رجوع به پاداش شود. پادام. (اِ مرکب) حلقه ای موئین که از موی دم اسب سازند و بر راه جانوران پرنده گذارند. دام. پایدام : دل خلایق از آنست صید آب روان که باد بر زبر آب می نهد پادام.نزاری. || پرنده ای که نزدیک دام بندند تا پرندگان دیگر به هوای او آیند و در دام افتند. ملواح. خرخشه. خروهه. خرخسه. (برهان).