پاس

«لغت نامه دهخدا»

[سُ] (اِخ)(1) شهری مستحکم به باویر بر ساحل دانوب با 24000 تن سکنه و آن مرکز روحانیت و دارای صنعت فلزسازی و مرکز تجارت نمک است.
(1) - Passau.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر