«لغت نامه دهخدا»
[سَ / سِ] (اِ) تاسه. تلواسه. میل کردن به هر چیز. (برهان). آزمندی. || غم و اَندوه و فشردن گلو. (برهان). و ظاهراً این صورت مصحف تاسه باشد.