پاسیدن

«لغت نامه دهخدا»

[دَ] (مص) پاس داشتن. (برهان). نگاهبانی کردن : میان مردمان نگریستن و پاسیدن این معنی ها را خلاف است در روشنائی ستارگان. (التفهیم). || بیدارخوابی داشتن. (از برهان). خواب خرگوشی داشتن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر