«لغت نامه دهخدا»
[نَ فَ] (ص مرکب) راستگوی : هر که هست از فقیه و پیر و مرید وز زبان آوران پاک نفس چون بدنیای دون فرود آید بعسل دربماند پای مگس.سعدی. پاکنویس. [نِ] (اِ مرکب)(1) مبیضه. تخریج. مقابل پیش نویس(2) و مُسوَده. (1) - Copie. (2) - Minute.