پالا دادن

«لغت نامه دهخدا»

[دَ] (مص مرکب) پالودن :
برگرفتی آب از خاک سیه خورشیدوار
راوقش کردی و بالا دادی احسنت ای ملک.
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 649).
پالادن.
[دَ] (مص) پالودن و پالایش و صاف کردن. (برهان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر