پالاییدن

«لغت نامه دهخدا»

[دَ] (مص) پالوده شدن. صافی شدن : و خلاصهء طعام بر بالای معده قرار گیرد و هرچه کثیف و تباه باشد بگذارد و غایط گردد و آن چیزهای لذیذ را از جگر بمعده رساند تا جگر مر آن را خون کند و بپالاید و لطیف گردد. (قصص الانبیاء). || زیاده کردن و زیاده شدن. (برهان). افزودن و زیاده کردن. (شعوری).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر