«لغت نامه دهخدا»
[دُ] (اِ مرکب) پاردم. قوشقون (ترکی). قشقون. قشقن. گوزبان : ابروان چون پالدم زیر آمده چشم را نم آمده تاری شده.مولوی. پالرم. [لِ] (اِخ)(1) شهری از ایتالیا. کرسی ایالت و عاصمهء قدیم صقلیه، دارای 346000 تن سکنه و دانشگاه. تجارت خشکبار و شراب این شهر رواج دارد و دارای دو بندر و ابنیهء زیباست. قتل عام وپرها(2)ی صقلیه در پالرم بسال 1282م./ 680 ه . ق. صورت گرفت جمعیت پالرم و ایالت آن 804000 تن است. (1) - Palerme. (2) - Vepres.