«لغت نامه دهخدا»
(هندی، اِ) آب. (رشیدی). ماء : نه در آن معده ریزهء میده نه در آن دیده قطرهء پانی. سنائی. اسامی در این عالم است ار نه حاشا چه آب و چه نان و چه میده چه پانی. سنائی. پانیازیس. (اِخ)(1) پسر پلیارخس از کسان هردُت. وی در حدود 457 به امر لیگدایلس جبار کشته شد. او را منظومه ای به نه هزار بیت و منظومه ای به هفت هزار بیت بوده است. اولی در اعمال پهلوانی هرکول و دومی در تاریخ یونی ها و از قسمت اول پاره ای قطعات در دست است و آنرا کریسکل بسال 1877 م. گرد کرده است. (1) - Panyasis.