«لغت نامه دهخدا»
[یَ / یِ یِ حَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) جای رسوائی و بدنامی. (برهان) : پی یک بوسه گرد پایهء حوض بسی گشتم تو دل دریا نکردی.خاقانی. و رجوع به پای حوض شود. پایه دار. [یَ / یِ] (نف مرکب) صاحب قدر و منزلت. (برهان). صاحب رتبه. صاحب منصب. صاحب مقام. باقدرت. مقتدر.