«لغت نامه دهخدا»
[پَ] (ن مف مرکب) آلوده به آهار. آهارزده. آهارکرده : آن ریش پرخدو بین چون مالهء پت آلود گوئی که دوش بر وی تا روز گوه پالود. عماره. پتابی. [پَ] (اِ) فتاوی. پتاوی. (قسمی از مرکبات از قبیل ترنج و غیره).