«لغت نامه دهخدا»
[پَ شُ پَ] (ص مرکب، از اتباع) از اتباع. تار و مار. ترت و پَرت. تَرت و مَرت. تند و خند. پَرت و پلا. - پخش و پلا کردن؛ پراکندن. متفرق ساختن.