«لغت نامه دهخدا»
[پَمْ بَ / بِ زَ] (نف مرکب) پنبه بز. پنبه وز. بهینه. بهین. حلاّج. ندّاف. (دهار): آن شنیدی که بود پنبه زنی مفلس و غلتبانْش خواند زنی.سنائی.