پنداریدن

«لغت نامه دهخدا»

[پِ دَ] (مص) پنداشتن. گمان کردن. خیال کردن:
زشت باید دید و پندارید خوب
زهر باید خورد و پندارید قند.
رابعهء بنت کعب قزداری.
|| عجب و تکبر نمودن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر