«لغت نامه دهخدا»
(اِ) چرب زبانی و فریب دادن و فروتنی کردن و بزبان خوش مردم را فریفتن باشد. (برهان). تملق: بتدبیر شاید جهان خورد و پوس چو دستی نشاید گزیدن ببوس. سعدی (بوستان). این شاهد محتاج بتأیید است چه در بعض نسخ بوستان این کلمه لوس آمده است با لام بجای پ و گفته اند پوسانه نیز بهمین معنی است(؟) ط پوسار. (اِخ) ده کوچکی از دهستان دیرندگان بخش خاش شهرستان زاهدان، واقع در 70 هزارگزی جنوب خاش و 19 هزارگزی خاور شوسهء ایرانشهر به خاش. دارای 30 تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).