پوساندن

«لغت نامه دهخدا»

[دَ] (مص) بپوسیدن داشتن. پوسانیدن.
- هفت کفن پوساندن؛ دیری بر چیزی گذشتن: هفت کفن پوسانده است؛ دیری است مرده و از میان رفته است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر