پوسیدنی

«لغت نامه دهخدا»

[دَ] (ص لیاقت) درخور پوسیدن. که پوسد. که سبکی و تخلخل و تباهی پذیرد. که بچرد. چریدنی (در تداول مردم قزوین).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر