پولکی

«لغت نامه دهخدا»

[لَ] (ص نسبی) منسوب به پولک. پولک دار. ||که پول دوست گیرد: بچه را نباید پولکی کرد. ||که رشوه پذیرد. که عادت به پول گرفتن دارد. آنکه معتاد بپول گرفتن است. مرتشی. رشوه گیر. رشوه خوار. معتاد به رشوه.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر