پیک مرتب

«لغت نامه دهخدا»

[پَ / پِ کِ مُ رَتْ تَ](ترکیب وصفی، اِ مرکب) برید مرتب. پیک با راتبهء دائم نه موقت. || قاصدی چند بر منازل متوقف ساخته تا فریها نامه ای را به سرعت یکی به دیگری رساند تا در کوتاهترین زمان به مقصد رسد :
ورم ضعیفی و بی بدیم نبودی
وآنکه نبود از امیر مشرق فرمان
خود بدویدی بسان پیک مرتب
خدمت او را گرفته جامه به دندان.رودکی.
رجوع به برید مرتب و رجوع به پیک شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر