پی گذار

«لغت نامه دهخدا»

[پَ / پِ گُ] (نف مرکب)پی گذارنده. بنیان نهنده. || قدم گذارنده. || (ن مف مرکب) جای عبور. محل گذاشتن قدم. معبر :
بساط ناصح تو پیشگاه باده و رود
سرای حاسد تو پی گذار آتش و آب.
مسعودسعد.
چون رگ آب حیات باز نمی یافت خصم
کرد باقبال او پیک اجل پی گذار.خاقانی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر