«لغت نامه دهخدا»
(اِ مرکب) کنایه از باران فراوان بزرگ، و از بعضی مسموع است که باران آخر بر شکال که آنرا در هندی هتیه گویند و این گویا ترجمهء پیلباران است لیکن چون برشکال در ولایت نمیباشد ظاهراً بارش آن موسم را می گفته باشند. (آنندراج) : شدی فیل از تیر لرزان چنان که از پیلباران برهنه تنان.کلیم (از آنندراج). ز خرطوم چون آب سازد روان بود معنی پیلباران همان. محمدقلی سلیم (از آنندراج). شد از حوضهء(1) ژنده پیلان جنگ عیان پیلباران تیر و تفنگ. سعید اشرف (از آنندراج). (1) - ظ. محرف «حوزه».