پیمانکار

«لغت نامه دهخدا»

[پَ / پِ] (اِ مرکب) مقاطعه کار. پدراتچی. کنتراتچی. مقاطعه چی. کسی که انجام دادن کاری را در قبال مبلغ معینی پول تعهد کند. || در اصطلاح مالیات بردرآمد آنکه ضمن عقد قراردادی کتبی تعهد کند ساختن بنائی یا تهیه و تحویل کالایی را در مقابل مزد و پول معینی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر