پینه کردن

«لغت نامه دهخدا»

[نَ / نِ کَ دَ] (مص مرکب)(1)وصله کردن. پهرو کردن. در پی کردن. || سخت شدن سینه یا زانوی شتر از بسیاری سوده شدن بر زمین و درشت و سخت گردیدن پوست دست یا پا یا پیشانی یا زانوی آدمی از کثرت کار :
یک مشت در کارم از کینه کرد
که همچون شتر سینه ام پینه کرد.
یحیی کاشی (از آنندراج).
.
(فرانسوی)
(1) - Rapiecer
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر