پیون

«لغت نامه دهخدا»

(اِ) افیون. (حاشیهء فرهنگ اسدی نخجوانی). اپیون. هپیون. (ناصرخسرو) :
تلخی و شیرینیش آمیخته ست
کس نخورد نوش و شکر باپیون.رودکی.
اما می پندارم کلمه درین شاهد آپیون باشد نه پیون. رجوع به آپیون و ابیون و اپیون و افیون شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر