تابع شدن

«لغت نامه دهخدا»

[بِ شُ دَ] (مص مرکب) پیرو شدن. بنده و فرمانبردار گشتن. دنبال رونده شدن :
مشو تابع نفس شهوت پرست
که هر ساعتش قبلهء دیگر است.
سعدی (بوستان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر