«لغت نامه دهخدا»
[تِ عَ] (اِخ) صندوقی است که موسی به امر حق تعالی از چوب شطیم ساخت طولش سه قدم و نه قیراط و عرض و ارتفاعش دو قدم و سه قیراط بود و بیرون و اندرونش بطلا پوشیده براطراف سر آن تاجهای طلایی ساخت و سرپوشی از طلای خالص بر آن گذارده دو کروب بر زبر آن قرار داد که با دو بال خود بر سرپوش آمرزش سایه افکن بودند و بر هر یک از طرفین آن دو حلقهء طلائی برای عصاهای چوبی که بطلا پوشیده شده برای برداشتن تابوت بود ساخت و حقهء من و عصای هارون را که شکوفه نمود و دو لوح عهد را که احکام عشره بر آنها مکتوب بود (عبرانیان 9 : 3 و 4) در آن گذارد و در پهلوی آن کتاب تورات گذاشت. (سفر تثنیه 31 : 26). از این رو گاهی از اوقات آنرا تابوت شهادت گویند. (سفر خروج 25 : 16 و 40 : 21). اما حقهء من و عصای هارون در زمان سلطنت سلیمان باقی نبود. (اول پادشاهان 8 : 9). و بر بالای سرپوش ابری بود که خداوند در آن تجلی می فرمود و چون قوم اسرائیل کوچ می کردند تابوت مرقوم را برداشته از جلو روانه می شدند و ستون ابر و آتش، شب و روز هادی ایشان می بود. در حینی که تابوت برداشته شده روانه می شد موسی می گفت: «ای خداوند برخیز و دشمنانت پراکنده شوند و دشمنانت از حضور تومنهزم گردند.» و چون فرود می آمد می گفت: «ای خداوند نزد هزاران هزار اسرائیل رجوع نما». (سفر اعداد 10 : 33- 36). و هنگامی که قوم اسرائیل میخواستند از اردن عبور کنند تابوت عهد را کمافی السابق بجلو انداخته در آب روان شدند، پس آب نهر منشق شده آبهای بالا متراکم گشته قوم بر خشکی ورود نمودند. (صحیفهء یوشع 3 : 14- 17). بعد از آن مدتی یعنی فی مابین 300 و 400 سال. (ارمیا 7 : 12- 15). در خیمهء جلجال باقی ماند. پس از آن خیمه حرکتش داده جلو لشکر اسرائیل می بردند و بدان واسطه در وقتی که اسرائیلیان در نزد افیق منهزم شدند (اول سموئیل 4). تابوت بدست فلسطینیان افتاد و ایشان آنرا باشدود برده در بتکده ای در برابر صنم داجون گذاردند. (اول سموئیل 5). لکن خداوند بلاها و امراض مهلکه را بدیشان فرستاد بحدی که ناچار تابوت را با اظهار عزت بزمین اسرائیل در قریه یعاریم گذاشتند. (اول سموئیل 6 : و 7). اما چون داود در اورشلیم ساکن شد، تابوت را باجلال بدانجا آورد و تازمان بناشدن هیکل در همانجا بود. (دوم سموئیل 6) و (اول تواریخ ایام 15 : 25- 29). و گمان می برند که مزمور 132 را در همان وقت نوشت. بعد از آن تابوت در هیکل گذاشته شد. (دوم تواریخ ایام 5 : 2- 10) و موافق دوم تواریخ ایام (33 : 7). منسی صورت تراشیده در هیکل نصب کرد و دور نیست که بجهت تعیین محل آن صورت تابوت را از محل خود بجای دیگر برد لکن یوشیا آن را دوباره بجای خود آورده تابوت قدس نام نهاد. (دوم تواریخ ایام 35 : 3). و باید دانست که تابوت مرقوم در هیکل ثانی نبود و معلوم هم نیست که آیا آنرا نیز ببابل برد و یا اینکه ��نهان شده نایاب گردید. (از قاموس کتاب مقدس صص237- 238). رجوع به تابوت سکینه شود.