تار تنندو

«لغت نامه دهخدا»

[رِ تَ نَنْ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تار عنکبوت. تاری که تارتنک سازد خانه ساختن را :
ز باریکی و سستی هر دو پایم
تو گویی پای من تار تنندوست(1).
آغاجی (از آنندراج).
شود در پناهت چو سد سکندر
اگر خانه سازم ز تار تنندو.امیرمعزی.
(1) - در لغت فرس اسدی چ اقبال ص 407 و همین کتاب به تصحیح «پاول هورن» ص 112: تو گویی پای من پای تنندوست.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر