تار و تفرقه

«لغت نامه دهخدا»

[رُ تَ رِ قَ / قِ] (ص مرکب، از اتباع) پراکنده.
- تار و تفرقه شدن؛ سخت پراکنده شدن. تار و مار شدن.
- تار و تفرقه کردن؛ سخت پراکندن. تار و مار کردن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر