تحمر

«لغت نامه دهخدا»

[تَ حَمْ مُ] (ع مص) در فربهی چون حمار کودن شدن.(1) (تاج العروس ج 3 ص157).
(1) - ناظم الاطباء معنی این کلمه را «گفتن به کسی یا حمار و تکلم کردن بزبان حِمْیَری» آورده، در صورتی که در کتابهای لغت عربی این معانی برای تَحْمیر بر وزن تفعیل و تَحَمْیُر بر وزن تَدَحْرُج آمده است. رجوع به این دو کلمه شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر