تحوب

«لغت نامه دهخدا»

[تَ حَوْ وُ] (ع مص) توبه کردن از گناه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اجتناب کردن مرد از گناه. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || دردمندی نمودن و نالیدن از اندوه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). || بانگ کردن شغال. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || با جزع و بانگ گریستن. || تضرع کردن در دعا. (اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر