تحیید

«لغت نامه دهخدا»

[تَحْ] (ع مص) بریدن دوال را بندی دار. یقال: قد السیر فحیده. (منتهی الارب). برجسته کردن و گره دار نمودن : قد السیر فحیدهُ تحییداً؛ اذا جعل فیه حیوداً؛ یعنی بنددار برید دوال را. (از ناظم الاطباء). تحیید سیر؛ بریدن و قرار دادن گره ها در آن. (از قطر المحیط)؛ بریدن آنرا. (از اقرب الموارد). تحییدالشی ء؛ جعله علی حیده؛ بنددار یا گره دار کردن آنرا. (از اقرب الموارد).(1)
(1) - چنانکه ملاحظه میشود صاحب اقرب الموارد دو معنی جداگانه برای این کلمه آورده است، ولی در تاج العروس آمده: و یقال: قد فلان السیر فحیده و حرده؛ اذا جعل فیه حیوداً و یقال: فی هذا العود حیود و حرود؛ ای عجر. (تاج العروس ج 2 ص343).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر