«لغت نامه دهخدا»
[تَ زُ] (ع مص) تنگ کردن یک چشم را(1) تا نگاه تیز شود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تنگ کردن پلک چشم را تا نگاه تیز شود. (اقرب الموارد) (آنندراج). تنگ کردن پلک چشم و بهم آوردن، تیز نگریستن را. (قطر المحیط). به گوشهء چشم نگریستن. تنگ چشم نشان دادن خود را. (قطر المحیط). (1) - ظ: پلک چشم را.