تخبص

«لغت نامه دهخدا»

[تَ خَبْ بُ] (ع مص) افروشه پختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خبیص ساختن. (از اقرب الموارد). خبیص [ نوعی حلوا ] ساختن. (از قطر المحیط). رجوع به خبیص شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر