تخرج

«لغت نامه دهخدا»

[تَ خَرْ رُ] (ع مص) به علم رسیدن. (تاج المصادر بیهقی). به علم رسیدن و ادب یافتن. (آنندراج). فرا راه افتادن در علم و ادب و برساخته شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تدرب در علم و تعلم آن. (اقرب الموارد) (المنجد): تخرج علیه فی الفقه خلق کثیر. (اقرب الموارد). رجوع به تخریج شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر