تخمکان

«لغت نامه دهخدا»

[تُ مَ] (اِ) بمعنی همان تخم ریحان است. (شرفنامهء منیری) :
بر سر کاچی که دایم میزدم تشنیع و طعن
این زمان بر عذرخواهی تخمکان خواهم فشاند.
بسحاق اطعمه.
کتاب نان بگشا تا جواب برخوانی
خطی که بر ورقش شد ز تخمکان مسطور.
بسحاق اطعمه.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر